مقام رهبری و مرجعیت:
اخبار نهاد دانشگاه تهران:
اخبار مهم دانشگاه تهران:
مطالب با بیشترین بازدید:
آزادی انديشه منافاتی با فلسفه امامت ندارد
گروه خبرنگاران افتخاري / جلال بیطرفان: «هزاوه‌ای» استاد كلام اسلامی دانشگاه تربيت معلم در نشست امام حسين(ع) در عصر حاضر كه 30 ارديبهشت‌ماه برگزار شد با اشاره به بررسی نظرات مخالف و موافق با فلسفه خاتميت گفت: آزادی انديشه منافاتی با فلسفه امامت ندارد.
به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، «محمدرضا هزاوه‌ای» در پنجمين نشست از سلسله نشست‌های امام حسين(ع) در عصر حاضر، كه در دفتر مركز مطالعات راهبردی خيمه برگزار شد، به بررسی نظرات مخالف و موافق با فلسفه خاتميت پرداخت.
وی درباره تعارض خاتميت با امامت گفت: خاتميت يك امر درون دينی است و اگر متون دينی در باب خاتميت سخنی نگفته بودند ما مجال آن را نداشتيم كه با ادله و براهين از بيرون دين خاتميت را اثبات كنيم.
هزاوه‌ای با اشاره به دو متن روشن در آيات قرآن كريم و احاديث، به اثبات درون دينی خاتميت پرداخت و اظهار كرد: آيه ۴۰سوره احزاب و حديث منزلت دو نمونه صريحی هستند كه لفظ «خاتم النبيين» در آنها بيان شده است. در آيه فوق، خاتميت را برای نبی و نه رسول بيان كرده‌است.
وی در اين‌باره استدلال كرد: رسول مرتبه‌ای بالاتر از نبی است و وقتی خداوند سلسله انبيا را ختم كند، سلسله رسولان را نيز ختم می‌كند، زيرا رسول نبی است.
همچنين هزاوه‌ای به موضوع «دين و شريعت» پرداخت و گفت: دين، يكی بوده ‌است. دين حق در زبان قرآن، يك دين بيشتر نيست و آن هم اسلام است كه ناظر به شريعت پيامبر خاتم نيست بلكه ناظر به يك دين است كه در قالب شريعت‌های مختلف تبيين شده و متناسب با شرايط اجتماع و نيازهای مختلف در طول تاريخ است
وی اظهار كرد: خاتميت شريعت به معنای خاتميت دين نيست و می‌توان استنباط كرد كه اگر دين بايد در قالب شريعت عرضه شود و شريعتِ پايانی نيز هميشه بايد باشد، پايان گرفتن وحی، با حاكميت دين واحد تا پايان بشريت تناقضی ندارد؛ اگر فرض بگيريم كه شريعت خاتم هم اگر دوره‌ای محدود باشد و به پايان برسد پس در نتيجه دينی هم نبايد بر بشريتی حاكم باشد.
در ادامه اين نشست، هزاوه‌ای به تبيين خاتميت شريعت پرداخت و گفت: درست است كه اصل خاتميت در درون دين اثبات شده‌است اما در مسئله خاتميت شريعت، بايد از بيرون دين به دنبال اين باشيم كه چرا شريعت خاتمه يافته است.
استاد كلام اسلامی با بررسی اين سئوال گفت: در بحث خاتميت شريعت، با يك قضيه جدلی‌الطرفين مواجه هستيم. كانت معتقداست كه تمام معقولات متافيزيكی جدلی‌الطرفين هستند. قضايای جدلی‌الطرفين قضايايی هستند كه اگر هر گونه پاسخ سلبی يا ايجابی به آن بدهيد مشكل از طرف ديگر خود را نشان می‌دهد.
وی با بيان دو پاسخ، به اين سئوال كه «چرا يك شريعت بايد در طول جهان با تغييرات بسيار حاكم باشد» گفت: در پاسخ اول استدلال می‌كنند كه خداوند قادر است كه يك شريعت را آنچنان تدوين كند كه بتواند كل جامعه بشری را در حيات بشر پوشش دهد.
اما وی با نگاه چالشی به اين پاسخ ادامه داد: اگر چنين پاسخی دهيم، اين سئوال مطرح می‌شود كه چرا تعدد شريعت‌ها داريم.
استاد دانشگاه تربيت مدرس، با سلسله‌وار شدن سئوال‌ها به دليل جدلی‌الطرفين بودن خاتميت گفت: كه در تعدد شريعت‌ها می‌گويند كه هر شريعتی پاسخ‌گوی نياز خاص بشری در دوره خاص بوده‌است و اگر اين پاسخ را بدهند با سئوال اينكه چرا بايد خاتميت باشد مواجه می‌شويم كه يك شريعت می‌خواهد پاسخ‌گوی تمام بشريت شود.
هزاوه‌ای با طرح دو ديدگاه متقابل اقبال لاهوری و شهيد مرتضی مطهری، بيان كرد كه هيچ‌كدام از تبيين‌های اين دو شخصيت، خاتميت را نتوانسته تفسير كند. اقبال لاهوری، در كتاب «احيای فكر دينی در اسلام» در باب وحی، مسئله خاتميت را اين‌گونه تبيين می‌كند كه با ظهور خاتميت، دوره آخرين انسانی كه كلامش حجت و فصل‌الخطاب است، پايان می‌يابد. پس ما آزادترين انسان‌ها بر روی زمين هستيم، زيرا كه كسی نيست كه نظرش فصل‌الخطاب باشد و همگان می‌توانند در باب همه چيز بينديشند و نظر هيچ‌كس مطلق نيست و نظر هيچ كس نظری نيست كه سخن خلافش سخنی باطل باشد. از اين منظر، پس بعد از خاتميت رسول، هيچ كلامی برايمان حجيت ندارد مگر آنكه متقن و با دليل منطقی باشد.
وی اين نگاه را با كمی تغيير پذيرفت و گفت: ما معتقديم كه پس از غيبت امام زمان(عج)، در چنين وضعيتی هستيم و سخنی برای ما حجت است كه با استدلال قطعی به اثبات برسد. اما در باب تقليد از مرجع نيز در مسائل خاص عبادی(عمل)، از اين منظر تنها در بعد عملی قابل پذيرش است و در بحث نظری(انديشه) چنين التزامی نداريم.
هزاوه‌ای از ديدگاهی ديگر، جامعه و زمانی ‌را كه از فصل‌الخطاب خالی است، جامعه تاريكی ديد و گفت: افرادی كه بر اساس انديشه و عمق و آگاهی منتظر امام زمان هستند، دورانی كه در آن فصل‌الخطابی نيست، دوران تاريكی می‌پندارند.
وی در ادامه به چرايی وجود فردی معصوم چون امام يا نبی، و نداشتن منافات با آزادی بشر برای انديشه و خلاقيت بشر سخن گفت و يادآور شد: كه از نگاهی ديگر، گروهی امامت را با فلسفه خاتميت كه آزادی بشر است، مغاير می‌دانند.
به گفته هزاوه‌ای امام يا نبی در قسمت اعظم دانش بشر دخالتی نمی‌كند و نقش هدايت‌گر دارد. وجود آنها مانع رشد فكر بشری نيست و اگر سخن صريحی از معصوم داشته‌باشيم، بازدارنده تفكر درباره آن موضوع نيست. زيرا حقيقت چند لايه است و وقتی معصوم سخنی درباره موضوعی دارد در يك لايه حقيقت است.
هزاوه‌ای ادامه داد: انسان با انديشه خود می‌تواند به لايه‌های ديگر حقيقت رهنمون شود و اعتقاد به حجيت سخن معصوم مانع تفكر انسان نيست بلكه وجه ارشادی و هدايتگری آن مطرح است.
ياداور می‌شود، سلسله نشست‌های امام حسين(ع) در عصر حاضر به همت مركز مطالعات راهبردی خيمه، هر چهارشنبه از ساعت 15 تا 16 در دفتر اين مركز داير است.
علاقه‌مندان برای حضور در اين نشست‌ها می‌توانند با شماره ۸۸۹۲۴۹۷۰ تماس بگيرند.
منبع:
http://www.iqna.ir